LOGO

مقاله تحقیق دبیرستان راهنمایی ابتدایی - دنیایی مقاله - مقاله ی در مورد - تحقیق دانشجویی -
 
  • جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 - 20:14
  • دسته بندی :
  • نویسنده: علی

 

مقدمه

 

تاريخچه نفت در خاور ميانه


صنعت نفت در جهان تاريخي بسيار كهن دارد وقديميترين تمدني كه تا به حال شناخته شده در درههاي نيل ؛دجله و فرات و در چين بوده است. اسناد تاريخي و كاوشهاي باستان شناسي نشان مي دهد كه مردم مزبور از كهنترين روزگاران نفت را مي شناختند.چهار هزار سال قبل از ميلاد مسيح مردم دجله و فرات قير را به عنوان ملاط ساختمانها به كار ميبردند.در ايران كاوشهاي باستان شناسي معلوم داشته كه ساكنين كشور ما از 5 تا 6 هزار سال پيش قير را به عنوان ملاط در ساختمان و يا براي نصب و بهم چسباندن جواهرات و ظروف سفالين و اندود كردن كشتيها بكار ميبردند.


امروزه بزرگترين منابع نفتي جهان در خاورميانه ؛ايالات متحده امريكا؛ آفريقاي شمالي و روسيه است. اولين چاه نفت در دنيا در شهر پنسيلوانيا بنام تيستوسوپل امريكا توسط شخصي به نام ادوين دريك در سال 1859 حفر شد.عميقترين چاه در دنيا چاهي در لويزيناي امريكاست كه 6500 متر عمق دارد.
در سال 1908 نفت در خاورميانه براي اولين بار در ايران و در شهر مسجد سليمان كشف شد و بعد از آن در ديگر كشورهاي خاور ميانه نفت كشف شد.


تئوري پيدايش نفت
تئوريهاي مختلفي نسبت به پيدايش نفت و گاز طبيعي وجود دارد و بطور دقيق نميتوان گفت منشا موادي كه نفت رابوجودآورده چه بوده است امادو نظريه اي كه بيشترازهمه عموميت داردعبارتنداز :
    1:پيدايش نفت معدني يا غير عالي: پيدايش نفت به طريق معدني تركيب هيدروژن و كربن تحت فشار و درجه حرارت موجود در اعماق زمين است.
   2:پيدايش نفت به طريق آلي: در اثر به وجود آمدن هيدروژن و كربن حاصل از گياهان و حيوانات در درياها بخصوص حيوانات ريز ذره بيني بنام پلانكتون و پس از يكسري فعل و انفعالات شيميايي نفت تشكيل شده است.
ميدانيد كه تئوري آلي بيشتر مورد قبول دانشمندان است زيرا دلايل و شواهد نشان ميدهد كه در جاييكه مخازن نفتي وجود دارد بيشتر زمينهايي هستند كه زماني دريا بوده اند.


از لحاظ شيميايي نفت مركب از دو عنصر كربن و هيدروژن بصورت خالص گازي است سبك و آتشگير. نفت از جهتي خالص و از جهتي مركب است.بدان جهت خالص است كه تركيبي از هيدروكربونهاي گوناگون است و ساختمان ملكولها به واسطه كم و زياد شدن تعداد اتمها يكي از دو عنصر مذكور با هم متفاوت است و اين بر حسب تركيب ملكولهاي اتمهاي كربن است.
 

مخزن زير زميني گاز و نفت
بطور كلي براي بوجود آمدن يك مخزن نفت بايد عوامل زير موجود باشد:


1:مبدا هيدروژن و كربن كه از گياهان و حيوانات زميني و دريايي مدفون شده در زير گل و لاي در مكاني كه زماني دريا بوده.
2:شرايطي بوجود بيايد تا اين نباتات و حيوانات تجزيه شده و هيدروژن وكربن حاصل از آن با هم تركيب شوند و نفت و گاز طبيعي را بوجود بياورند
3:سنگهاي متخلخل وجود داشته باشد تا هيدروكربن بتواند از جائيكه تشكيل شده حركت (مهاجرت) كند.
4:طبقه غير قابل نفوذي وجود داشته باشد تا از حركت بيشتر هيدروكربن جلوگيري كند (
cap rock) و آنرا بصورت جمع آوري شده در مخازن نفتي نگهدارد.

تقريبا در تمام منابع نفتي مقداري گاز در نفت بصورت حل شده وجود دارد كه سبب ذخيره سازي انرژي گاز بصورت انرژي پتانسيل است و در هنگام بهره برداري سبب مي شود كه نفت به همراه گاز به سطح زمين انتقال يابد.

در بعضي مواقع مقدار اين گاز آنقدر زياد است كه ضمن آنكه مقداري در نفت حل شده مقدار زيادي بطور گاز آزاد در بالاي نفت با فشار زياد جمع ميشود كه اصطلاحا كلاهك گاز( (
gas cap گويند و بهره برداري نفت با آن خيلي بيشتر از راندن توسط گاز حل شده به تنهايي است.(gas cap drive

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نفت چيست؟

 

نقش نفت در کشور های خاور میانه

 

اول از همه به بررسی معنی نفت مي پردازیم

 

کلمه نفت به اشتباه معادل Petroleum در زبان فارسی رایج شده است حال آنکه این کلمه علاوه بر نفت شامل گاز نیز می باشد. کلمه Petroleum از دو کلمه یونانی Petro به معنای سنگ و  oleum به معنای روغن گرفته شده است و می توان گفت "سنگ دارای روغن" , چون در زمان گذشته از نفت در پزشکی, عایق کردن در مقابل آب و در جنگاوری و همچنین برای درمان زخم ها و روماتیسم به کار گرفته می شد واز آن به عنوان مسهل نیز استفاده می کردند.در زمان نوح نیز از قیر برای جلوگیری از ورود آب به قایق ها استفاده می کردند. قیر, آسفالت و نفت در جنگگاوری نیز به کار می رفت. هنگامی که اسکندر کبیر در سال 326 پیش از میلاد به هند هجوم آورد, با استفاده از اسب سوار هایی که ظروف قیر مشتعل را در دست خود تکان می دادند, فوج فیل های هندی را پراکنده ساخت. نادر شاه نیز روش مشابهی را به کار گرفت.

اما منشاء نفت چیست؟

شاید تعجب کنید ولی دو نظریه متضاد هم در مورد تشکیل نفت وجود دارد, طرفداران نظریه اول معتقدند نفت منشاء غیر آلی دارد. طرفداران این نظریه مثل مندلیف باور به منشاء ماگمایی هیدروکربن ها داشتند و بیان می کردند که گوشته زمین دارای آهن کاربید است که می تواند با آب های نفوذ کننده واکنش کرده و متان و دیگر هیدروکربن ها را تشکیل دهد. بعضی از محققان نیز معتقدند در زمان تشکیل سیاره زمین مفقدار زیادی گاز       co2  در درون زمین به تله افتاد و به مرور زمان در اثر گسله هایی به سمت بالا مهاجرت کردند و وارد پوسته زمین شده اند و در حوضه های رسوبی به دام افتادند و با آب های موجود واکنش داده و هیدروکربن ها را تشکیل دادند.

اما نظریه دوم که طرفداران و شواهد بیشتری نیز دارد منشاء آلی نفت می باشد. طرفداران این نظریه معتقدند که از ته نشین شدن مواد آلی حاصل از بقایای گیاهان و جانوران همراه با رسوبات در یک حوضه رسوبی در حال فرونشینی و با گذشت زمان که ژرفای تدفین افزایش یافته و رسوبات دچار افزایش دما و فشار می شوند این مواد آلی به تدریج تبدیل به کروژن و نهایتآ نفت و گاز می شوند.

در این نظریه نکته قابل توجه مقدار کم ماده آلی می باشد که در رسوبات به دام می افتد زیرا مقدار زیادی از مواد آلی در تماس با اکسیژن هوا توسط باکتری های هوازی تجزیه می شوند و از بین می روند. بررسی ها نشان می دهد که برای محافظت ماده آلی نیاز است که تولید مواد آلی, بالا و آهنگ رسوب گذاری بهینه( نه بالا نه پایین) و شرایط بی اکسیژن باشد. به هر حال اگر این شرایط برای ماده آلی پیش بیاید و ماده آلی به خوبی حفظ شود, ماده آلی برای تبدیل به کروژن و سپس نفت و گاز سه مرحله اصلی را باید پشت سر بگذارد:

مراحلي كه نفت و گاز براي اماده شدن به ماده آلي

1)  دیاژنز: این مرحله در یک محیط زیر سطحی کم ژرفا با شرایط دما و فشار نزدیک به حالت عادی رخ می دهد و در نتیجه آن متان, کربن دیواکسید و آب, از ماده آلی خارج شده و هیدروکربن پیچیده ای به نام کروژن ( در پست بعدی در مورد این ماده به تفصیل بحث خواهم کرد) تشکیل می شود. نتیجه نهایی دیاژنز ماده آلی, کاهش مقدار اکسیژن است و نسبت هیدروژن-کربن تا حد زیادی ثابت می ماند.

2)  کاتاژنز: این مرحله در مناطق ژرفتر, با تداوم تدفین و افزایش دما و فشار رخ می دهد. در حین کاتاژنز, نفت از کروژن آزاد می شود. نسبت هیدروژن به کربن بدون تغییر در نسبت اکسیژن به کربن کاهش می یابد.

 

3)  متاژنز: مرحله سوم در دما و فشار بالاتر که به دگرگونی نزدیک می شود, رخ می دهد. آخرین هیدروکربن معمولآ متان است که خارج می شود. نسبت هیدروژن به کربن پایین آمده تا اینکه فقط کربن به صورت گرافیک باقی می ماند.

 

 

نقش خاورميانه در نفت

 

نقش خاورميانه به عنوان يك بازيگر مهم جهاني نه تنها در زمينه عرضه نفت خام بلكه به عنوان عرضه كننده و مصرف كننده فرآورده هاي نفتي نيز در حال افزايش است.
به گزارش شانا به نقل از نشريه بررسي اقتصادي خاورميانه(ميس)، موسسه «فاكتز گلوبال انرژي» بر اساس تازه ترين يافته هاي خود اعلام كرد كه كشورهاي خاورميانه به دليل در آمد هاي نفتي، رشد اقتصادي قابل توجه، رشد بخش غير نفتي و رشد سرمايه گذاري خارجي را تجربه مي كنند .
اين موسسه در گزارش چديد خود كه در اواسط ماه جاري (سپتامبر) با عنوان «بخش نفت در خاورميانه - تحولات مهم و روندهاي درحال پيدايش» انتشار يافت، اعلام كرد: توليد ناخالص داخلي واقعي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس طي 5 سال گذشته به ميزان چشمگيري افزايش يافته و دور نماي رشد اقتصادي آينده آنان نيز نيرومند است.

موسسه فاكتز پيش بيني كرد كه ظرفيت توليد نفت خام خاورميانه بين سال هاي 2006 تا 2012  به ميزان 4 ميليون و 500 هزار بشكه در روز و  ظرفيت توليد ميعانات به ميزان 1 ميليون و 100 هزار بشكه در روز افزايش يابد.
بنا به اين گزارش انتظار مي رود بيشترين افزايش ظرفيت عرضه نفت خام به ميزان 1 ميليون و 800 هزار بشكه در روز به عربستان تعلق داشته باشد. همچنين انتظار مي رود ظرفيت توليد امارات متحده عربي 1 ميليون و 50 هزار بشكه در روز ، كويت 760 هزار بشكه در روز و عراق  600 هزار بشكه در روز افزايش يابد.
اين گزارش مي افزايد: منبع عمده افزايش ظرفيت توليد ميعانات، قطر به ميزان 500 هزار بشكه در روز از ميدان موسوم به ميدان شمالي و ايران به ميزان 415 هزار بشكه در روز از ميدان پارس جنوبي خواهند بود.
انتظار مي رود ظرفيت پالايش خاورميانه نيز بين سال هاي 2007 تا 2012بيش از 2 ميليون بشكه در روز افزايش يابد كه بيش از 65 در صد آن براي صادرات خواهد بود.
گزارش مي گويد كه كشورهاي خاورميانه بر بهبود كيفيت هم براي مصرف داخلي و هم براي صادرات و تبديل نفت سوخت يه فرآورده هاي سبك تر تاكيد فزاينده اي دارند.
بر اساس گزارش موسسه فاكتز همچنين انتظار مي رود ظرفيت فرآوري و تبديل در خاورميانه به ترتيب به ميزان 1 ميليون و 100 هزار بشكه و 800 هزار بشكه در روز افزايش يابد.
تقاضاي فرآورده در خاورميانه نيز در سال هاي بين2000 تا 2006 به ميزان 2/6 در صد افزايش يافت و انتظار مي رود اين روند تا سال 2010 با نرخ 6 تا 7 در صد ادامه يابد

 

تاريخچه (نفت) يک پديده جغرافيايي سياسي خاورميانه

خاورميانه چيست

 پيرامون چيستي خاورميانه و خاورميانه شناسي تاکنون ده ها تعريف و نظريه پردازي علمي، کلاسيک يا سياسي و روزنامه يي از سوي محققان و پژوهشگران دانشگاهي، ديپلمات ها و روزنامه نگاران مطرح ارائه شده است.
    
    اگرچه افکار عمومي جامعه بين المللي کمتر از يک قرن است که با اهميت اين منطقه و جايگاه اساسي و راهبردي خاورميانه در جغرافياي سياسي و ثروت جهاني آن آگاه شده است، اما در اين عمر کوتاه نيز خاورميانه توانسته بيش از هر منطقه استراتژيک ديگر در دنيا کانون نخست توجهات بين المللي را معطوف به خود سازد.
    
    واقعيت آن است که خاورميانه محل تقاطع دو دريا و سه قاره بزرگ و زادگاه پيامبران و جنگاوران برجسته از دوران باستان است که همواره طمع جهانگشايان را برانگيخته است. اما در دوران معاصر علاوه بر جاذبه هاي سنتي اين فضاي لايتناهي، ثروت افسانه يي آن (نفت) نيز بر ميزان رقابت ها بر سر اين قطعه از خاک دنيا افزوده است. گام نخست (مطرح شدن اهميت خاورميانه) را «فردينان دولسپس» فرانسوي با حفر کانال سوئز در سال 1986 ميلادي برداشت، بدين ترتيب که يک قطعه از بزرگراه وصول (دستيابي) به هندوستان (بزرگ ترين مستعمره امپراتوري بريتانياي کبير) را گشود و گام دوم را «ويليام ناکس دارسي» برداشت که در سال 1908 ميلادي براي نخستين بار نفت را از دل خاک ايران بيرون کشيد و اين منطقه را از آن زمان تاکنون به ميدان رقابت و مبارزه دولت هاي بزرگ تبديل کرد. اما جنگ جهاني اول که به سلطه امپراتوري عثماني (ترکيه امروزي) بر خاورميانه پايان داد، بيشتر به نفع انگلستان تمام شد و نبردي که در جنگ جهاني دوم در اين منطقه (خاورميانه) روي داد نيز نتيجه اش براي نجات انگلستان و پيروزي متفقين به اندازه نبرد بريتانيا (حمله هيتلر به انگليس) سرنوشت ساز بود. حکومت اتلي (نخست وزير وقت انگليس بعد از جنگ دوم جهاني) گمان مي کرد به دنبال از دست دادن هندوستان (بزرگ ترين مستعمره امپراتوري بريتانيا) مي توان به جاي آن امپراتوري ديگري در خاورميانه به وجود آورد که همچنان به حاکميت بلامنازع ليره استرلينگ لندن در جهان ادامه دهد.
    
    در حقيقت مي توان اذعان کرد انگلستان همانطور که با کشف هندوستان و سلطه و ارتزاق از آن به بزرگ ترين قدرت استعماري جهان بدل شد، با کشف نفت در خاورميانه و اهميت ژئواستراتژيک آن توجه جهاني را به اين منطقه راهبردي نيز معطوف ساخت. بدين سبب نام خاورميانه همواره با نام انگليس و سابقه ديرين اين کشور در سلطه و غارت منابع و تجزيه کشورها و جنگ هاي تجاوزکارانه عليه کشورهاي اسلامي در سراسر خاورميانه مترادف است.
    
    به عبارت ديگر تسلط بيش از يک قرن انگليس (1980- 1880 ميلادي) بر خاورميانه و خليج فارس در تحکيم سلطه بين المللي نظام امپرياليسم جهاني نقش بسيار اساسي و استراتژيک دارا بوده است.
    
    «ال.اس.امري» نظريه پرداز انگليسي در دهه 60 ميلادي مي نويسد:«در مدتي بيش از يک قرن بريتانياي کبير در آب هاي خليج فارس تنها قدرت منطقه بوده است و اگر اين راه دريايي براي بازرگانان جهان (امپرياليسم جهاني) باز نگه داشته شده است، همه مديون تلاش و کوشش هاي دولت بريتانيا است، ما نه تنها براي خود، بلکه براي مجموع ملت ها به اين کار دست زده ايم. امپراتوري بريتانيا پيوسته روي مردمي حساب مي کند که تکاليف خود را درست به جاي مي آورند.»
    
    اما واقعيت آن است که خاورميانه بخشي از اهميت خود را همواره در سياست جهاني مديون موقعيت جغرافيايي خود به عنوان پلي بين درياي مديترانه و اقيانوس هند است. مناطق مهمي چون «کانال سوئز»، «درياي سرخ» و «خليج فارس» نيز در اين منطقه قرار گرفته اند. به علاوه راه مستقيم روسيه به اقيانوس هند و درياي مديترانه فقط از اين منطقه مي گذرد و بالاخره خاورميانه قسمتي از راه اروپا به هندوستان، آسياي جنوب شرقي و آسياي دور را تشکيل مي دهد.
    
    در اصل خاورميانه به سبب نقش استراتژيک آن و سپس پيدايش نفت و همچنين قرار گرفتن در مجاورت بزرگ ترين مستعمره انگليس يعني هندوستان که منابع عظيم توليد ثروت براي امپراتوري بريتانيا را شکل مي داد، دو پايه محوري در اقتدار جهاني انگليس را تا قبل از جنگ جهاني دوم به وجود آورد.
    
    در سال 1885 ميلادي (1264 شمسي) يک مورخ انگليسي به نام «ار.سي.لي» با اشاره به اهميت خاورميانه و موقعيت استراتژيک آن براي حفظ هندوستان مي نويسد:«وظيفه به ما حکم مي کند که هر جنبشي در ترکيه، هر نوع تحول جديدي در مصر و هر اتفاقي در ايران يا در افغانستان را با هوشياري فوق العاده بنگريم، زيرا ما صاحب کشور هندوستان هستيم. به همين علت ما داراي موقعيت مهمي در سيستم قدرت هاي آسيايي بوده و نسبت به اوضاع و احوال کشورهايي که در مسير راه ما از اروپا به هندوستان قرار گرفته اند، داراي حساسيت مخصوص و بسيار قوي هستيم.»
    
    چندي بعد «لرد کرزن» سياستمدار مشهور انگليسي و وزيرخارجه اسبق بريتانيا مي نويسد:... ترکستان و افغانستان صفحه شطرنجي هستند که بر روي آن بازي دست يافتن و سيادت بر جهان انجام مي شود... به همين جهت آينده انگلستان در اروپا تعيين نمي شود، بلکه در قاره يي انجام مي شود (آسيا- خاورميانه) که قسمت اعظم مهاجران ما از آنجا آمده اند، در حقيقت بدون هندوستان، امپراتوري جهاني انگلستان نمي تواند به زندگي خود ادامه دهد و در تصرف داشتن هندوستان (بزرگ ترين مستعمره انگليس) پايه و اساس قدرت و برتري در نيم کره شرقي جهان است.
    
    از منظري ديگر انگليس براي حفظ هندوستان (کانون ثروت انگلستان) از گزند تهديدات روس ها، تسلط بر ايران و افغانستان(همسايگان هند) و همچنين خاورميانه که بين روسيه و هندوستان قرار مي گرفتند را اصلي ترين رکن سياست خارجي خود قلمداد کرد. اين در حالي بود که روس ها نيز با سايه تهديد خود مبني بر حمله و تسخير احتمالي هندوستان همواره از انگليس در اروپا و ايران باجگيري مي کردند. يک ژنرال روسي به نام «A.E.Sneseev» تاکيد مي کند که هر چه روسيه در آسياي مرکزي (مجاورت هندوستان) قوي تر باشد، به همان نسبت انگلستان در هندوستان ضعيف تر شده و نتيجتاً آماده دادن امتيازات بيشتري در اروپا خواهد شد.
    
    اين در حالي بود که پتر کبير (امپراتور مشهور روسيه تزاري) نيز علاوه بر توصيه تاريخي خود به سياستمداران اين کشور داير بر رسيدن به آب هاي گرم (خليج فارس) در وصيت نامه اسرارآميزش تسخير هندوستان را نيز هدف غايي سياست خارجي روسيه قلمداد کرده است.
    
    از سوي ديگر بعد از متلاشي شدن امپراتوري هاي عثماني در پايان جنگ اول انگلستان با تحت کنترل درآوردن مستعمرات امپراتوري عثماني که بين درياي مديترانه و خليج فارس واقع بود، موقعيت سوق الجيشي فوق العاده يي جهت دفاع از هندوستان در مقابل متجاوزان احتمالي و حفاظت از راه هاي ارتباطي بين شبه جزيره انگلستان و هندوستان به دست آورده و بدين ترتيب سرزمين هاي بين درياي مديترانه و خليج فارس تبديل به مناطق کليدي در برنامه هاي تدافعي انگلستان شده بودند.
    
    اما به دنبال کشف نفت در خاورميانه (ايران، عربستان، عراق و...) نقش و جايگاه اين منطقه در چارچوب منافع استعماري انگليس مضاعف شد و لندن با قدرت و قوت بيشتري به سياست نفوذ در کشورهاي خاورميانه پرداخت.
    
    رهبران انگلستان همواره اهميت خارق العاده يي براي خاورميانه چه براي کشورهاي واقع در اين منطقه و چه راه هاي آبي واقع در آن قائل مي شدند. هرچند بعضي از اين مناطق به غير از اهميت سوق الجيشي، به علل ديگري نظير دارا بودن نفت و سپس گندم و پنبه اهميت داشتند و بنابراين تسلط و کنترل راه هاي زميني و دريايي که به هندوستان منتهي مي شد، فقط به معناي حفظ امنيت مرزهاي هندوستان نبود، بلکه از نظر اقتصادي نيز منافع عظيمي را براي امپراتوري استعماري انگلستان با خود به ارمغان مي آورد. به علاوه وجود موادي مانند نفت نه تنها منبع درآمد عظيمي را براي انگلستان تشکيل مي داد، بلکه دسترسي به نفت اين منطقه، حفاظت از راه هاي سوق الجيشي را نيز سهولت بيشتري مي بخشيد، چرا که نيروي دريايي انگلستان بدون کوچک ترين دغدغه خاطري مي توانست نفت ارزان و فراوان خليج فارس را مورد استفاده قرار دهد.
    
    شرايط حساس جهاني پس از جنگ دوم نيز باعث شد سياستمداران برجسته بين المللي نيز هر يک از منظري خاص پيرامون اين منطقه به طرح نظر بپردازند. «سر آرنولد ويلسن» سياستمدار سرشناس انگليسي معتقد است هيچ يک از پيشرفتگي هاي آبي و درياهاي موجود در کره خاکي ما (جهان) از نظر زمين شناسان و باستان شناسان، مورخان، جغرافيدانان، بازرگانان و کارشناسان جنگي به مانند دريايي محدود که خليج فارس ناميده مي شود، داراي اين چنين ذخاير غني و سرشاري نبوده است.
    
    «وياچسلاو. ام. مولوتف» وزير خارجه مشهور اتحاد جماهير شوروي سابق نيز مي گويد: «منطقه واقع در جنوب باتوم و بادکوبه تا خليج فارس دريچه حياتي و راه تنفس اتحاد جماهير شوروي است.»
    
    اما شايد جامع ترين تعريف پيرامون جايگاه خاورميانه و خليج فارس طي دوران جنگ سرد و نظام دو قطبي حاکم بر جهان را «ريچارد نيکسون» رئيس جمهور اسبق امريکا ارائه کرده است.
    
    وي پيش بيني کرده بود: در دوران حاضر قدرت نظامي و اقتصادي هر کشور بستگي و ارتباط کامل با نفت دارد. در نتيجه منطقه خليج فارس در دهه پايان قرن حاضر (بيستم) منبع و منشاء تمام حوادث توفان زا خواهد بود. هرگاه اتحاد شوروي (روسيه فعلي) قدرت بستن شيرهاي نفت خاورميانه را به دست آورد، مسلماً قدرت به زانو درآوردن ممالک صنعتي غرب را نيز خواهد داشت. براي نيل به اين مقصود، به هيچ وجه سلطه و استيلابر ممالک منطقه مذکور مشابه اشغال خاک افغانستان ضرورتي ندارد، بلکه شوروي ها با توسل به طرق ديگر از قبيل فشارهاي سياسي خارجي يا ايجاد شورش و طغيان هاي داخلي به سهولت قادر خواهند بود غرب را از اين منابع محروم کنند.
    
    نيکسون با اشاره به اينکه همه گونه انرژي هاي جايگزين ممکن است تنها پاسخگوي بخشي از نيازهاي بشري باشند، مي افزايد: در حال حاضر که ما در «عصر نفت» زندگي مي کنيم، تا ده ها سال آينده منطقه خليج فارس همچنان از اهميت استراتژيکي بسيار شگرفي برخوردار خواهد بود، به اين عبارت که يکي از مناطق پرآشوب و بي ثبات و ناآرام که به ويژه در معرض شديدترين تهديدهاي توام با محاصره است و در عين حال به صورت حياتي ترين مراکز جهاني مورد توجه قرار گرفته است، همانا منطقه خليج فارس خواهد بود.
    
    در حقيقت در دوران شکوفايي صنعتي جهان، عامل انرژي و سوخت به مثابه خون و تغذيه کننده سيستم اقتصادي بوده و قدرت اقتصادي به نوبه خود زيربنا و پايه قدرت نظامي است. کشور بريتانياي کبير در قرن نوزدهم بزرگ ترين قدرت صنعتي جهان محسوب مي شد و در نتيجه اولين قدرت سياسي و نظامي نيز شناخته مي شد. کشور مزبور را مي توان در حقيقت جزيره يي مستقر روي منابع عظيم زغال سنگ دانست و از آنجا که در قرن نوزدهم زغال سنگ تنها نيروي محرکه انقلاب صنعتي به شمار مي رفت، لذا اين کشور به صورت قابل توجهي از دنياي زمان خود جلو افتاده بود. به موازات اينکه زغال سنگ و نيروي محرکه حاصل از آن جاي خود را به نفت مي داد، بريتانياي کبير يعني اولين قدرت بزرگ جهاني زغال سنگ جاي خود را به کشور ايالات متحده امريکا يعني اولين قدرت بزرگ جهاني نفت واگذار کرد. نخستين چاه نفت جهان در سال 1859 ميلادي در ايالت پنسيلوانياي امريکا حفر شد و با توجه به منابع عظيم نفتي امريکا، اين کشور بزرگ ترين توليدکننده و صادرکننده نفت جهان شناخته شد. پس از چندي نفت و مشتقات حاصل از آن که باعث توليد هواپيما، کشتي، تانک و کاميون با سوخت بنزين شد، از ضروريات و الزامات نظامي در جهان شد. در جريان جنگ بين الملل اول ژرژ کلمانسو نخست وزير فرانسه گفت: نفت مانند خون براي پيروزي در جنگ ضروري است و سپس مارشال فوش از فرماندهان نظامي ارتش فرانسه تاکيد کرد: هرگاه نفت در اختيار نداشته باشيم قطعاً در جنگ شکست مي خوريم و بعدها لرد کرزن وزير خارجه اسبق بريتانيا نيز گفت: متفقان در جنگ جهاني اول و دوم تنها سوار بر موجي از نفت به سمت پيروزي پيش رفته اند.
    
    زبيگنيو برژينسکي تئوريسين برجسته سياست خارجي امريکا و مشاور امنيت ملي کارتر رئيس جمهور سابق امريکا نيز پيرامون خاورميانه و خليج فارس مي گويد: اين منطقه شبيه «زه کماني» است که تا انتها کشيده شده و آماده است تيري کشنده به سوي جهان پرتاب کند. از شاخ آفريقا تا افغانستان و از ايران تا خاور نزديک زه اين کمان است. اين «زه» کانون رقابت سنگين ابرقدرت ها است و کانون پيراموني آن نيز هر لحظه ممکن است مشتعل شود و جهان را به هيجان درآورد.
    
    اما يکي از جامع ترين و علمي ترين تعاريف پيرامون خاورميانه را پروفسور «جرج اوون» استاد تاريخ و خاورميانه در دانشگاه هاروارد ارائه کرد. او معتقد است: اصطلاح خاورميانه در اصل مفهومي ژئواستراتژيک است که براي اولين بار در مورد منطقه يي بين خليج فارس و پاکستان به کار رفت. اين اصطلاح (خاورميانه) طي دوران جنگ جهاني دوم منطقه وسيعي از مصر تا ايران و از سوريه و عراق تا سودان را در بر مي گرفت که تحت کنترل مرکز تامين حفاظت منافع خاورميانه در قاره بود.
    
    اين مرکز متعلق به دو کشور امريکا و انگليس بود و توسط کارشناسان اين دو کشور در «مصر» اداره مي شد. اين مرکز زير نظر اداره کل امور اقتصادي (وابسته به وزارت خارجه دو کشور) به تدبير مشکلات اقتصادي منطقه (کنترل و نظارت بر چرخه توليد و فروش نفت تحت عنوان اقتصاد نفتي) مي پرداخت.
    
    طي سال هاي پس از جنگ دوم جهاني کاربرد اصطلاح خاورميانه به واسطه رونق روابط متقابل کشورهاي خاورميانه که به سبب مشترکات اسلامي - عربي فزوني مي گرفت، رواج چشمگيري يافت. رفته رفته استفاده از اصطلاح خاورميانه به کشورهاي غيرعربي مانند ايران، ترکيه و اسرائيل هم گسترش يافت، چرا که اين کشورها بنا به دلايل متعدد جغرافيايي - نظامي و اقتصادي (مسائل نفتي) با مجموعه کشورهاي عربي روابط نزديکي داشتند. دولت هاي مغرب (شامل الجزاير، تونس و...) ابتدا در محدوده خاورميانه نبودند، اما در دهه 1980 ميلادي و با ابلاغ اصطلاح جديد کشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا توسط بانک جهاني و صندوق بين المللي پول شرايط جغرافيايي سابق خاورميانه تغيير کرد و خاورميانه در مورد محدوده وسيع تري به کار رفت.

 

 

 

 

 

 


آخرین مطالب

 
» نظر آلبرت کوهن درباره جرم و جنایت جامعه شناسی ( سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 )
» جامعه شناسی اگ برن و نیم ( سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 )
» مهندسی پزشکی ( چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 )
» بيوالكتريك- بيومكانيك- بيومتريال 3 ( چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 )
» تماس با ما ( شنبه بیست و نهم تیر 1392 )
» مقاله ی در مورد نماز ( سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 )
» اثرات نماز بر جسم انسان ( سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 )
» نماز ( سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 )
» نماز جمعه ( سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 )
» پیغام مدیر منبع کلی تحقیق مقاله - پایان نامه پروزه ( سه شنبه دوازدهم دی 1391 )
» نگرش دانشجویان بر رابطه دختر و پسر ( سه شنبه دوازدهم دی 1391 )
» موضوع تحقیق : تاثیر مادران بر موفقیت تحصیلی(دوره راهنمایی) ( سه شنبه دوازدهم دی 1391 )

آرشیو ماهانه